خواجه نصير الدين الطوسي
118
اخلاق ناصرى ( فارسى )
احوال و معاملات را بر حسب آن به نسبت طبيعت مقدر گردانيد و چون ايندقيقه نيز رعايت كند انسانى بالفعل شده باشد و اسم حكمت و سمت فضيلت او را حاصل آمده . پس اگر خواهد كه در سعادت خارجى و سعادت بدنى اهتمام نمايد نور على نور بود و الا بادى مهمات را معطل نگذاشته باشد و بفضول مشغول نبوده و سعادت سه جنس بود . اول سعادت نفسانى دوم سعادت بدنى سوم سعادت مدنى كه به اجتماع و تمدن متعلق بود اما سعادت نفسانى آنست كه شرح داده آمد و ترتيب مدارج آن بر پنج وجه است : اول علم تهذيب اخلاق دوم علم منطق سوم علم رياضى چهارم علم طبيعى پنجم علم الهى يعنى تعليم بر اين سياقت بايد تا نفع آن در هردو جهان به زودى حاصل آيد . و اما سعادت بدنى علومى بود كه بنظام حال بدن بازگردد چون معالجات و حفظ صحت و علم تربيت كه عبارت از آن طب بود و چون علم نجوم كه بمقدمهء معرفت فايده دهد . و اما سعادت مدنى علومى بود كه بنظام حال ملت و دولت و امور معاش و جمعيت تعلق دارد مانند علوم شريعت از فقه و كلام و اخبار و تنزيل و علوم ظاهر چون ادب و بلاغت و نحو و كتابت و حساب و مساحت و استيفاء